تبلیغات
دلـنـویـسـان - مطالب فروردین 1392

دلـنـویـسـان

دراین فردای نامعلوم كه امید را به ترس دادیم | صدا از سینه می افتد خود ما دل نویسانیم

رفاقت؟! رفیق اگر نخ به نخ دود شوی روی لبم !!!! بیشتر کمک میکنی تا لحظه لحظه ها را دوام بیاورم

یا به قول شهریار بهروز :
ابر دودِ سیگارِ مردی ست که حرف هایش را می خورد , و بعد فوت می کند ... غمش که زیاد باشد باران می بارد
حال درک کن که بعضی وقتها سیگارم را به دنیا ترجیح میدهم ąℓïŗεẕą ©

نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392 ساعت 10:47 ب.ظ توسط علیرضا نظرات |

خاکستری شدم

نه واژه ی خـامم ؛ نه جمله ی صــامت

یک کابوسم به ترسناکی ِ تاریک خانه قبل از ظهور عکس

حق ِ انتخابم "آدم" بود که در دایره ی لغاتم به اجبار حوّا شد

سقوط یک مغز در توهمات انکار پذیرش بودم

و حـــال .... دریاییم که ماهی ندارد



انکارم کن مرا تا از تـــو تجدید شوم

شاید اینبار مقیم یک کابوس شدیم ؛ شاید هم ... تـنـــهـایی مشروط شُدم

ąℓïŗεẕą ©

 

نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392 ساعت 06:37 ب.ظ توسط علیرضا نظرات |

میدانی ؟ گم شده ام میان انعکاس دوربین ها

نه ! معروف نبوده ام ؛ نه مشهور !!!  فقط مجرمی شده ام که تیتر خبر ها شده

مجرمی که خود را ؛

میان تمـــــام تو شدن ها پیدا کرده 

او را به جرم "تو" بودن دستگیر کردند 

از من یک من کم شده 

و به تو یک تو ِ دیگر اضافه شده

یک تویی شبیه من !!!





پ . ن : به تمــام دوربین ها بگویید دست از سرم بر دارند !!! من به این جعل هوییت قانع ام 


[ عـلـیـرضـا مـحـمـدی ]


نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین 1392 ساعت 12:03 ق.ظ توسط علیرضا نظرات |


آخرین مطالب
» کلاویه های عریان
» میخواهم رستگار شوم
» تنهایی یعنی ...
» اینگونه در من شعر ، شعر میشود
» چه کسی میداند ؟
» "هرچه تو بخواهی"
» عروج
» سیگار ِ بارانی
» بیخوابی
» محاکمه ی اخر
» حال افکارم ...
» تابوتی دست نخورده
» زیر پوست شهر
» مـریـض ِ روح
» هوادار

Design By : Alireza Mohammadi