تبلیغات
دلـنـویـسـان - مـریـض ِ روح

دلـنـویـسـان

دراین فردای نامعلوم كه امید را به ترس دادیم | صدا از سینه می افتد خود ما دل نویسانیم

قدمهایش با معنی 

پشت هر خط بین تمام کاشی ها

همه ی فکرش مشغول خط های کاشی ها 

گاهی حسودی میکنم به مریض ِ روح

افکارش بین خط ها جا میماند 

خارج از همهمه ی آدم ها 

گاهی حسودی میکنم به آغوشش که بی منت است

به حرفهایی که از سادگیست

درد هایش را تحمل میکند 

همه را دوست دارد 

با بی تفاوتی ها میسازد

خاطراتش را از بین نمیبرد 

مریض روح همه ی اتفاقات را دوست دارد و میپذیرد

ولی همه ی فکرش را پشت خط خطی های جاده جا میگذارد 

همه ی بدی ها و کینه هایش را پشت همان خط های کاشی جا میگذارد 

میفهمم که مریض ِ روح است و حالش خوب نیست

فقط این ما هستیم که حالمان خوب است 



αℓιяєzα ©


نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 ساعت 12:43 ب.ظ توسط علیرضا نظرات |


آخرین مطالب
» کلاویه های عریان
» میخواهم رستگار شوم
» تنهایی یعنی ...
» اینگونه در من شعر ، شعر میشود
» چه کسی میداند ؟
» "هرچه تو بخواهی"
» عروج
» سیگار ِ بارانی
» بیخوابی
» محاکمه ی اخر
» حال افکارم ...
» تابوتی دست نخورده
» زیر پوست شهر
» مـریـض ِ روح
» هوادار

Design By : Alireza Mohammadi